خارج و داخل !
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام .. صبح بخير... قبلا خارج بودم..الان داخل شدم ... و چه جايي بود خارج.... لامصب !!! انشالله قسمت شما هم بشود... لااقل براي يه دور و چرخش توريستي و توليستي ! برگشتم تا اگه بتونم يه سري از کارهاي عقب افتاده رو انجام بدم و پرونده ي کارهاي نيمه تموم رو ببندم...و فکر کنم اين پروسه لااقل حدود يک سالي ب...
من و بابامو داداشمو عَموم ... هفته اي دو بار ميريم حموم !!!
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام ظهر بخير.... ديروز رفتم داروخونه يه چيزايي بگيرم.... يه خانومي هم پشت سر من اومد تو... خيلي هم شيک و مجلسي بودن با چهره اي زيبا ... خلاصه که همه چي تموم بودن ماشالا !!! با هم وايستاديم جلوي ميز داروخونه و از اونور ميز هم دو تا دختر خانوم ترگُل و ورگُل با ما هم کلام شدن.... گفتم يه پماد ميخوام و...
ارتباطات و دنياي امروزي
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام.... عصر بخير خوبم ؟؟ شما خوبي؟ بچه ها خوبن ؟ همسر و عيال خوبن ؟ وابستگان سببي و نسبي خوبن ؟ داشتم فکر ميکردم که يه جورايي شايد بايد اينجا رو به دنياي تکنولوژي وصل کرد .. نظر موافق شما چيه ؟ جرقه اش هم از اينجا خورد که ديدم عزيزي وبلاگشون رو بستن و به اينستاگرام نقل مکان کردن ... يا چند روز پيش ...
نوتيفيکيشن !
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام ظهر بخير ... خوبم.. خوبيد ؟ رو به راهيد ؟ هنوز در افکار مربوط به پست قبل هستم ... و به نتيجه و جمع بندي نرسيدم... اين بنده خدا هم که مُرد ... توي فکرمه که اين کار رو جمع کنم و يه کار ديگه استارت کنم... يا اينکه برم و جايي مشغول بشم... کلاً وقتي پرونده ي باز توي ذهن آدم زياد ميشه.. آدم از خود بي...
چنگيز و فرنگيس !
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام...عصر بخير صداي شليک ضد هوايي ها رو شنيدين شما هم ؟؟؟ من که اول فکر کردم همسايه طبقه ي بالايي دفتر داره ميز و اينا جابجا ميکنه !!! ولي يادآور اون زماناي قديم و جنگ و بمباران بود... که اصلا حس خوبي نبود. امروز رفتم دو سه جا واسه خونه ديدم... بيشتر سمت غرب تهران مايلم باشه تا به محل کارم هم نزديک...
سرطان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام ظهر بخير.... يآدمه هميشه يکي از ماه هاي تقويمي سرطان بود و من هميشه از اين اسم نفرت داشتمو ازش يه جورايي ميترسيدم... با خودم فکر ميکردم کدوم آدم عاقل يا سفيه برداشته اين اسم تُخ... رو روي ماه سال گذاشته... يکي از بستگانم از حنس مونث سرطان داره... يعني داشت... خوب شده بود ولي انگار دوباره شروع ش...
خونه به خونه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:14
سلام.... عصر بخير. چه هوا سرد شده !! دو سه روزي رفتم مسافرت... سمت شمال... برگشتني جاده چالوس بسته شد... مجبور شدم از چالوس بيام سمت ساري و بعدشم قائم شهر .... هزار هم بسته بود..در نتيجه از فيروزکوه اومديم... ولي چه آمدني... نزديک 7 ساعت توي راه بوديم... سرسره بازي بود... برفه شديد و ترافيک سنگين ما...
اولين نوشته از بلاد اونور آب!
-
تاریخ: 1395/10/4 ساعت: 10:04
سلام.... صبح بخير.... حال و احوال خوبه ايشالا ؟؟؟ منم خوبم...شکر... بالاخره پروسه به انتها رسيد و در خارجه فرود اومدم..... و اما نپرس که خارجه کجاس !!! همه چي خوب و تر و تميزه... و البته مقداراتي گرون ! به همين دليل در هتل نمونده و در مکاني به اسم هاستل سُکني گزيدم.... هاستل همون مسافرخونه ي خودمونه...
اولين پُست پاييزي
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 10:58
سلام.. ظهر بخير خوبيم..خوبيد ؟ از سفر بازگشتيم... و اين سفر به سفر بدون بازگشت تبديل نشد ... رفته بوديم به يه روستاي خيلي خووب و قشنگ ... سمت کوير و اينا.... همه چيز هم طبيعي و عالي ... فقط يه مقدار آفتاب شديد بود و پوست ما هم که حساس و لطيف !!!! دو تا اتفاق جالب توي اين دو سه روز افتاد که امروز يکي...
شرايط حال ...الي احسن الحال !
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:39
سلام ظهر بخير... مامان ديروز کارنامه دادن و به خاطر همونم کلي شيريني آورده بودن خونه... لاجرم و چون خودشون نميخورن.. من با خودم آوردم دفتر !! از صبح هم مشغولم ... نوش جان. ميخوام ناله کنم !!! ولي حوله کجا و ناله کجا ؟!؟!؟!؟! اصن اين حرفا و صوبتا به من نيومده.... جواب سفارت هنووو نيومده و منتظر و لنگ...
ناسزا !!
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:39
سلام... ظهر بخير... روز اول ماه رمضونه ... مثلا ميخواستيم امروزو متفاوت باشيما !! کار خوب.. جملات خوب.. نگاه خوب... ولي نميذارن که.... سوار تاکسي بودم.. توي خيابون جمالزاده به سمت شمال.. پشت چراغ قرمز بلوار کشاورز وايستاده بوديم....... آقايي داشت با موبايل صحبت ميکرد و از اون طرف خيابون داشت از لابل...
اونلي گريگوري !
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:39
سلام... بعدازظهر بخير... امروز ساعت حدوداي 2 بود که رسيدم سرکار ... ديشب تا ديروقت مهمون داشتيم ... يعني از افطار بودن تا حدوداي يک و نيم... بعدشم نشستم به انجام کارام.. که تا نزديکاي 4 طول کشيد... صبح دير پاشدم و در نتيجه دير رسيدم به دفتر... امروز رفته بودم خيابونه ويلا.. حتماً کليساي سر خيابون رو...
چندرغاز !
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 6:39
سلام يعنيا اوضاع تا چه حد ميتونه بد و افتضاح باشه که الان از بانک انصار پيامک اومد که آقا/ خانم حوله ..... لطفا نسبت به افزايش موجودي خود تا سقف 20 هزار تومان اقدام نماييد تا در قرعه کشي اين بانک شرکت داده شويد !! بعدش رفتم آخرين اس ام اس برداشتي که از اين بانک رو ديدم چک کردم .. ديدم ته حسابم فقط 8...